العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)

26

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)

است گزينش تو ادريس پيامبر را از ساير مردم براى او دليلى از كتاب خود قرار داده چون او را صديق و نبى ناميده‌اى و داراى مقامى رفيع گردانيده‌اى و به او نعمتى عنايت كرده كه ديگران جز آنها كه محل انتقال نور بنى هاشمند از آن نعمت محرومند . سپس تصميم گرفتى نور محمّد را از متوشلخ و لمك كه آن دو بنوح رسانيدند منتقل كنى خدايا چه نعمتها كه بواسطه حمل نور بنوح دادى و چه امتيازهاى مخصوصى به او نبخشيدى بعد اجازه انتقال بسام را دادى نه به حام و نه يافث و آن دو را دچار خوارى كردى و به اولاد سام به اين امتياز افتخار بخشيدى . سپس يكى پس از ديگرى از حاملين و امانتداران عترت نوح گرفتند تا با تارخ بهترين و شريف ترين شخص و از او بابراهيم منتقل نمودى او را مفتخر نمودى و مقامش را بلند گردانيدى و در ميان پيامبران مشخص كردى و بنام خليل او را ناميدى سپس در بين فرزندان ابراهيم باسماعيل بخشيدى او را گويا به زبان عربى كه بهترين زبان است گردانيدى پيوسته اين نور را از پدر بپدرى ديگر منتقل ميكردى با اينكه در اشخاص ناشايست قرار نميدادى تا بالاخره كنانه از مدركه « 1 » دريافت كرد او را به مجامع كرامت ممتاز نمودى و محل امن و سلامت به او بخشيدى و گرامى داشتى برايش شهرستانى را كه پيامبرت را از آنجا مبعوث نمودى منزهى خدايا در كدام صلب و نهادى قرار ندادى اين نور را كه آن صلب را مفتخر نكردى كدام پيامبر را بشارت بظهورش ندادى كه اسم او را مقدم بر اسماء ديگر نداشتى كدام سرزمين را محل او قرار ندادى كه قدر و مقامش فزونى نگرفت حتى كعبه كه بعثت او را در آن قرار دادى و اساس آن را با ياقوتى از بهشت عدن بنا نمودى و به دو ملك و فرشته پاكنهاد جبرئيل و ميكائيل دستور دادى كه وسط زمين قرارش دهند و آن را خانه خود ناميدى و قبله پيامبرت كردى و گياه و وحوش آن را حرام نمودى و سنگ و ريگ آن را

--> ( 1 ) مدركه اسم پدر خزيمه است و خزيمه پدر كنانه .